روزمرگی های یک دانشجو

- وای که مُردیم از خوشی !
[جنس مخالف نامحرم است. حتی مجازی.]

94.6.19

اندر احوالات پشتیبانی

سه شنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۴۰ ب.ظ

امروز اولین برنامه بچه هامو ریختممم :) تا شنبه. تا خود ۳ و رب داشتم برنامه میریختم و با ۶ تا بچه واقعن سخته! تازه امروز من برنامه چهار روزو ریختم. البته دستم راه میفته. ولی قشنگ دوتای اخریو نفهمیدم دیگه چیزایی که باید بهشون می گفتم و گفتم یا نه. فقط ریختم برنامه داشته باشن. و تمام :)

* عزیزی میگن اولینا همیشه یادت بمونه :)))

  • بلوط

اقتصادی

دوشنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۳۷ ب.ظ

با اسنپ ۱۴ تومن با ون ۲ تومن. * دستش را به نشانه پیروزی از پنجره ون بیرون آورده و به مردم شهر دست تکان می دهد*

  • بلوط

واکنش

دوشنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۳۴ ب.ظ

هر موقه برای ایرو میرم آرایشگاه به طور آبرو ریزانه ای گوله گوله اشک از چشام میاد.

  • بلوط

تو مایه های مجاز مثلن :)))

يكشنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۰۹ ب.ظ

وای امروز اینجوری می کنن : شما بودی قبول شده بودی؟ تبریک میگم خانوم. منم گفتم بله من بودم من :) 

  • بلوط

از آدم های دورمان

يكشنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۱۲ ب.ظ

توی ون نشستم و یه دختره س کنارم، فرض کنین مسیر ۱۵ دیقه ای رو بساط نقاشیشو درآورده و داره طراحی می کنه. گه گاهی هم “شت”ی میگه و نثار دنیا می کنه. و اصواتی مثل”هه” “نوچچچچ” “عه” از خودش در میاره. بله الان تلفنش زنگ خورد و بلند شت دیگری را در فضای جهان پخش کرد.

  • بلوط

:))

يكشنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۲۷ ق.ظ

دیروز محمدی نژاد رایت (پیس پیس شیشه) زده بود تو گلدونا :)) من پوکیده بودممم :))

  • بلوط

بلوط هستم یک پشتیبان

شنبه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۵۲ ب.ظ

وای ینی میگفتن بچه های بلوط، بچه های بلوط. بعد من اینجوری بودم: منو میگناااا :)))) آماااا در ظاهر، انقدر حدی بودم که سارا اینجوری کرد که بلوط من ازت ترسیدم :)))

  • بلوط

:))))

شنبه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۷، ۰۹:۱۲ ق.ظ

من یک پشتیبانِ زیرگروه دار هستم.

  • بلوط

1977

شنبه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۲۶ ق.ظ

فیلم مولان ؟ ۲۰۲۰؟ من پیر میشم که. گفته بودم آخه مولان مورد علاقه ی منه؟

  • بلوط

ببین آخه :(

جمعه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۱۶ ب.ظ

توی پاساژا غرفه میگیرید، تو غرفتون آهنگ میذارید، با آهنگش بلند میخونید، نمیگید ما اشک شوق تو چشامون جم میشه همش اونجا وایمیسیم؟

  • بلوط