روزمرگی های یک دانشجو

- وای که مُردیم از خوشی !
[جنس مخالف نامحرم است. حتی مجازی.]

94.6.19

۴۰ مطلب با موضوع «زندگی» ثبت شده است

مردم

يكشنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۲۳ ب.ظ
قبل اینکه زنگ بزنید تبریک بگید، با خودتون مرور کنید که اوه این خانواده یه دخترم دارن و از قضا من بخاطر رتبه ی دخترشونم دارم زنگ میزنم. بعد شماره رو بگیرید.
  • بلوط

صبا

پنجشنبه, ۱۱ مرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۵۶ ق.ظ

گفتی طولانی ولی اگه طولانی باشه دیگه چرت و پرت میشه و دتس نات هو آی وانت ات :) ما راه های زیادی رو باهم رفتیم از دِی ماه سال سوم دبیرستان من و پیش دانشگاهی تو با هم بودیم تا الان. غولای زیادی رد کردیم. خندیدیم، تعریف کردیم، دعوا کردیم، بحث اعتقادی کردیم، گاهی شده از هم خوشمون نمیومد، اما بلخره تا اینجاشو اومدیم. گفته بودم تو آدم عجیبی هستی و حتی الانم نمیتونم کلمات مناسبو بهم بچسبونم و یه دلیل براش بیارم. اما میدونم حداقل تو دوستی ما آپس و دَون داشتیم. زیاد. زیاد. اما 1886 مال توئه برای اینکه بدونی یو آر اسپسفیک و این داستانا. من مچکرم ازت. *لبخند را روانه ی مانیتور می کند. صبا دریافت کند*

  • بلوط

وونت لوک دَون، وونت اپن مای آیز

چهارشنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۱۲ ب.ظ
شکرت. فقط همین. دیگه چی دارم بگم ؟ *متن هزار خطی اش را در ذهنش مرور می کند*
متنی در کار نیست در واقع. از دیشب تا همین الان دارم جواب دایرکت و تلگرام و کال میدم. *الان من صدای شمایی که گفتی چرا به زنگ گفتی کال، شنیدم* بگذریم. هر کی رتبمو پرسید گفتم. و خوشحالم. سیما گفت تو و زهرا افتخار منید. مامان بابا خوشحالن. رفیقای واقعی هستن پیشم باهم ذوق می کنیم. و همین. بچه های پارسال، بچه های امسال، فامیل، دوست و آشنا، بچه های کلاس - همه - کلی مهربون بودن و لطف داشتن. "لطف داشتن" نه به اون معنای کلیشه ای که خانوما پشت تلفن به کار می برن. واقعا لطف داشتن. شنبه که میرم مد، هم شیرینی می برم هم از محمدی نژاد تشکر کنم به طور جد. چشمامو که می بندم یه صدایی میگه "پس شیرینی من کوووو. شیرینی من. هاهاااااا" و بله. اون خود شماهایین. اون صدا، صدای خود مردم ایرانه. بازم شکرت. شکرت. شکرت. دانشجوی نصفه نیمه، کامل شد.

*ای "مــن" ! چطور کامنتت را پاسخگو باشم ؟
  • بلوط

آدم های زندگی

يكشنبه, ۷ مرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۱۹ ب.ظ

امین قشنگ قبول کرد که یه متن برای جشنمون ادیت کنه. عاح. بسیار خوشحالم. و اسماءم گفت که کمک خواستیم هست و زینبم میخواد باهم بریم بازار که من برم یادبود بخرم. -_^

  • بلوط

1839

پنجشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۷، ۱۲:۴۳ ق.ظ

از وقتی که خواب فاطمه رو دیدم، خیلی دلم میخواد ببینمش. ناراحتی مگه نه فاطمه ؟

  • بلوط

عاطفه

جمعه, ۱ تیر ۱۳۹۷، ۰۲:۵۸ ق.ظ

هیچ وقت عروسی رو ندیدم که به اندازه ی تو ساده، آروم و زیبا باشه.

  • بلوط

عاطفه

پنجشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۱۳ ق.ظ
فردا عقدته. منم تا ۹ دارم برای سنجش جمعه درس می خونم و نیستم که رو سرت قند بسابم. به نظرم انقدر تراژدیک هست که گریه کنم.
  • بلوط

آدم های زندگی

پنجشنبه, ۲۴ خرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۱۱ ق.ظ
نمیدونم ولی وقتی خوبی، خیلی خوبی.
  • بلوط

1678

شنبه, ۵ خرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۰۷ ب.ظ

*هیچ ربطی نداره به کنکور. بیشتر ربط داره به گذر زمان . به این که زمان می گذره و تو بیشتر می فهمی*

  • بلوط

نداشتن

شنبه, ۵ خرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۰۲ ب.ظ
سیاه یا سفید بهتر از خاکستریه. بی رنگ. بی روح. یخ.اینجا همین جوریه. از اولش تا حالا هم چیزی عوض نشده. عوض هم نمیشه. این سرد و بی روح بودن، توی زندگی من اثر گذاشت. ولی نمیذارم روی زندگی یه بلوط دیگه اثر بذاره. گفتن، همیشه درونیاتمو بی ارزش کرده و من می خوام این حسرتو نگه دارم و راجبش با کسی حرف نزنم. شکر.
  • بلوط