روزمرگی های یک دانشجو

2097

يكشنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۷، ۰۸:۳۸ ب.ظ
صرفا شرح حالی ست که می خواهم بگویم و ابدا حسی پشتش نیست. کلا هیچ حسی پشت هیچی نیست. همین را میخواستم بگویم. بی حسم واقعا. البته بعضی جاها. حتی حس نمی کنم که حسی ندارم. بی حسی نیست ها، سیاه شدن و سنگین شدن قلب بخاطر گذر زمان و زیاد شدن کثیفی ها روی روحم است. یک قلب غلیظ که نسبت به زیبایی های دنیا هز نو ری اکشن. من اینطوری تبیین اش می کنم. البته آدم های چندی در زندگیم را دوست دارم.
  • ۹۷/۰۸/۱۳
  • بلوط