روزمرگی های یک پیش دانشگاهی

بگذارید آدم ها با خودشان کم کم کنار بیایند. خیلی طول می کشد هر کس خودش را بشناسد. "درباره ی من" ی وجود ندارد.
جنس مخالف نامحرم است. حتی مجازی.
من یک آدمم. من را فقط "من" خالی بشناسید. نه با جنسیت،، سن یا حتی تعصب ها !

- اگر من را خارج از این بلاگ می شناسید و اتفاقی ! اینجارا پیدا کردید، قبلا از خواندن اینجا ، مدیونید که به من نگویید. مدیون.
[ روزمرگی های یک دانش آموز انسانی سابق]

94.6.19

specific

1051

شنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۴۶ ب.ظ
آیو جاست میسد دی مامنتز دت با عاطفه می شستیم رو به روی هم. بحثای جدی می کردیم. البته نمیدونم چرا اینو گفتم. شاید چون می خواستم یه چیزی بنویسم که مربوط به اون بحثا بود. ولی تنها جیزی که هست اینه که امروز خیلی جدی یکی از نیو دیسیژن ها عملی شد. و درکم کردن، و منو فهمیدن، و بهم فرصت دادن. و اینم یه پوینت مثبت دیگه. امروز تو سرویس یه چیزی گفتم که کاپی بر اسماء نازل شد و من طبق معمول به طور دراماتیکی زدم زیر کاپ. زینبم در وصف بلوط گفت که : بزرگوار همیشه کاپارو پرت می کرد :)
  • ۹۶/۰۹/۱۱
  • بلوط