روزمرگی های یک پیش دانشگاهی

- وای که مُردیم از خوشی !
[جنس مخالف نامحرم است. حتی مجازی.]

94.6.19

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پروژه برگشت» ثبت شده است

پارت چهارم ایز ورکینگ

سه شنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۹:۳۳ ب.ظ
خب، خونه ی ما،
اولین شبیه که تو این ی ماه منو جدا خوشحال می بینه. ینی خب، واقعا یه شبایی بود دوست داشتم زودتر بخوابم تموم شه. امشب، نه :)


پی اس اینکه می خواستم اینو اینجا ننویسم، ولی بعد گفتم اصن منطقه امنه خودمه. دوس دارم راجبه شبای سختم بنویسم.هان ؟ :)
  • بلوط

این یه پست ناله بود. عوض شد.

سه شنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۴:۳۳ ب.ظ

پارت چهارمش داشت فِیل می شد.

ولی خب دوباره تصمیم گرفتم جعبه چسب زخممو باز کنم.

  • بلوط

من چرا انقد دارم خودمو اذیت می کنم ؟

سه شنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۳:۵۹ ب.ظ
من امروز یه بار تا مرز گریه رفتم و برگشتم. ولی بازم می تونم بنویسم، رو به بهبود، پارت چهارم.
  • بلوط

رو به بهبود. پارت سوم.

دوشنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۴:۰۸ ب.ظ
تو چشم ی آدم که نگا می کنم، سعی می کنم همه ی ِ کاراش یادم بیاد. بعد، میگم که یادم باشه که نه یه بی شعور ِ قدرنشناس باشم، نه کسی که به آدمای بی لیاقت محبت می کنه. تازه فهمیدم آدما حتی از همین هیفده سالگی، میتونن بی لیاقت بشن. گفتم ؟ امروز حالم بهتر بود. دیشب سر یه عقده ی یه ماهه رو باز کردم و خب، طبیعتا سبک تر شدم !
  • بلوط

پارت دوم.

يكشنبه, ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۴:۴۱ ب.ظ

امروز،
سعی کردم دوباره برگردم. و خب،
دیشب،
اول طوفان شد، و این آرامش مال بعد ِ طوفانه.


پی اس اینکه ناشناس عزیز ! شما از خوش قلب ترین آدم هایی هستید ک دیدم.
پی اس اینکه خدایا زهرا رُ نگیریا. این یکی نه :)

  • بلوط

پروژه ی برگشت. پارت اول.

سه شنبه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۸:۴۳ ب.ظ

همین الان تصمیم گرفتم بسته ی چسب زخممُ باز کنم، بزنم رو هر جایی که زخمش سر باز کرده 

و برگردم به روال عادی زندگی. ممنون که فکر کردین می فهمین، ولی نمی فهمین.

پروژه ی برگشت ! برداشت اول !

  • بلوط