روزمرگی های یک پیش دانشگاهی

بگذارید آدم ها با خودشان کم کم کنار بیایند. خیلی طول می کشد هر کس خودش را بشناسد. "درباره ی من" ی وجود ندارد.
جنس مخالف نامحرم است. حتی مجازی.
من یک آدمم. من را فقط "من" خالی بشناسید. نه با جنسیت،، سن یا حتی تعصب ها !

- اگر من را خارج از این بلاگ می شناسید و اتفاقی ! اینجارا پیدا کردید، قبلا از خواندن اینجا ، مدیونید که به من نگویید. مدیون.
[ روزمرگی های یک دانش آموز انسانی سابق]

94.6.19

specific

996

شنبه, ۶ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۳۳ ق.ظ

تازه یک سنجش طاقت فرسا را تمام کردم، فردا اصلا و اصلا حوصله ی باصری و تاریخ شناسی را ندارم، البته از آنجایی که من خیلی بلوط مودبی هستم دلچسب ترین فشی که می توان به تاریخ شناسی داد را ننوشتم. پلک هایم کم کم خودشان را می بازند. ولی خب انقدر قدرت دارم که به دو تا پلک فکسنی بگویم باز بمانند چون کلی کار داریم. اما خواب واقعا چیز خوبی ست. بروم سراغ درصد ها. جای چرت و پرت نوشتن.

  • ۹۶/۰۸/۰۶
  • بلوط