روزمرگی های یک پیش دانشگاهی

بگذارید آدم ها با خودشان کم کم کنار بیایند. خیلی طول می کشد هر کس خودش را بشناسد. "درباره ی من" ی وجود ندارد.
جنس مخالف نامحرم است. حتی مجازی.
من یک آدمم. من را فقط "من" خالی بشناسید. نه با جنسیت،، سن یا حتی تعصب ها !

- اگر من را خارج از این بلاگ می شناسید و اتفاقی ! اینجارا پیدا کردید، قبلا از خواندن اینجا ، مدیونید که به من نگویید. مدیون.
[ روزمرگی های یک دانش آموز انسانی سابق]

94.6.19

specific

976

پنجشنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۶، ۱۱:۳۴ ب.ظ

دارم بالا میارم این حجم از تفاوتو. و اونو. و کلاسو. و اون یکیو. و یکی دیگرو. و بی ملاحظه بودنشو. و حرفای بدشو. و انسانی رو. و این کشورو. و تقریبن نصف چیزارو. ولی به نظرم مشکلی نیست یه دختر 17 ساله هر از چند گاهی اینجوری معادله های ذهنیش نامعادله بشه. هم اقتضای سنه. هم شرایط تهوع آور. اگه اسم میاوردم راحت تر بودم. ولی نمیشه. داره. حالم. بهم. میخوره. و این تنها توصیف دقیقیه که میشناسم. 

  • ۹۶/۰۷/۲۷
  • بلوط