روزمرگی های یک پیش دانشگاهی

بگذارید آدم ها با خودشان کم کم کنار بیایند. خیلی طول می کشد هر کس خودش را بشناسد. "درباره ی من" ی وجود ندارد.
جنس مخالف نامحرم است. حتی مجازی.
من یک آدمم. من را فقط "من" خالی بشناسید. نه با جنسیت،، سن یا حتی تعصب ها !

- اگر من را خارج از این بلاگ می شناسید و اتفاقی ! اینجارا پیدا کردید، قبلا از خواندن اینجا ، مدیونید که به من نگویید. مدیون.
[ روزمرگی های یک دانش آموز انسانی سابق]

94.6.19

specific

943

دوشنبه, ۳ مهر ۱۳۹۶، ۰۹:۵۲ ب.ظ
چیزایی که باید برات تعریف کنم : دردناکه که رفته داشنگاه و حتی بهم زنگ نمی زنه. پاکت. میرابی. چقد دلم می خواد ی روضه ای چیزی برم. سیما یه اس ام اس بلند بالا نوشت. آی ریلی نیدد یو. اون که رفته که رفته. و اینکه بچه هامون پنج شنبه قراره کجا برن.و همه ی چیز های روزمره ای که شاید هیچ وقت برای هیچ کسی تعریفشون نمی کردم. راستی یه ویدیو از محمدی نژاد پیدا کردم، یادم باشه برات بفرستم.
  • ۹۶/۰۷/۰۳
  • بلوط