روزمرگی های یک پیش دانشگاهی

بگذارید آدم ها با خودشان کم کم کنار بیایند. خیلی طول می کشد هر کس خودش را بشناسد. "درباره ی من" ی وجود ندارد.
جنس مخالف نامحرم است. حتی مجازی.
من یک آدمم. من را فقط "من" خالی بشناسید. نه با جنسیت،، سن یا حتی تعصب ها !

- اگر من را خارج از این بلاگ می شناسید و اتفاقی ! اینجارا پیدا کردید، قبلا از خواندن اینجا ، مدیونید که به من نگویید. مدیون.
[ روزمرگی های یک دانش آموز انسانی سابق]

94.6.19

specific

دوست داشتنی ها

يكشنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۳۴ ب.ظ

ریاضی، آلمانی، انگلیسی، برنامه ریختن، تایپ کردن، آناتومی جامعه، آگاتا کریستی، جز از کل، چای لاته لیپتون، روبیک، بستنی وانیلی، لاک 412 مای، اینجا، عاطفه، زهرا، اسماء، زینب، سرویس، با مترو برگشتن، دلی مانجو، ون سوار شدن از مترو صادقیه، بارون که میاد اتاقم تاریک میشه، تو لپتاپ فیلم دیدن، خلوت بودن مگامال، فکر رهایی از کنکور، کلاس آقای محمدی نژاد، دزیره، مینی بیسکوعیت لایبنیز، بوی نرم کننده، توی خر، دوستای وبلاگیم - دچار و یاسمین ، جانمازه که زهرا بهم داده، تدوین کردن - هر چند خیلی خیلی ابتداییِ ایلستریتُر، کتاب فلسفه منطق گاج، گوشی آیندم با سیمکارتش و قابش، جانمازم، لیو و فندقِ من، لیو و فندق من، لیو و فندق من.