روزمرگی های یک دانشجوی نصفه نیمه

- وای که مُردیم از خوشی !
[جنس مخالف نامحرم است. حتی مجازی.]

94.6.19

مرد بزرگ

جمعه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۶، ۰۹:۵۵ ب.ظ

اون موقه که مامان حامله بود، یه بار آقاجون خونمون بود. اون موقه ها مثل آخرین روزای عمرش لاغر نشده بود. شکم داشت. و من در گوشی از مامان پرسیده بودم پس بچه ی آقاجون کی به دنیا میاد؟

*شما واقعا رفتین؟ حقیقتا رفتین؟ امسال که سال تحویل اونجاییم، به جای صدای شما، صدای گریه می شنویم؟

  • ۹۶/۱۲/۱۱
  • بلوط