روزمرگی های یک پیش دانشگاهی

بگذارید آدم ها با خودشان کم کم کنار بیایند. خیلی طول می کشد هر کس خودش را بشناسد. "درباره ی من" ی وجود ندارد.
جنس مخالف نامحرم است. حتی مجازی.
من یک آدمم. من را فقط "من" خالی بشناسید. نه با جنسیت،، سن یا حتی تعصب ها !

- اگر من را خارج از این بلاگ می شناسید و اتفاقی ! اینجارا پیدا کردید، قبلا از خواندن اینجا ، مدیونید که به من نگویید. مدیون.
[ روزمرگی های یک دانش آموز انسانی سابق]

94.6.19

specific

حدودای ساعت 10

يكشنبه, ۸ بهمن ۱۳۹۶، ۰۸:۰۷ ب.ظ
دعای کمیل پنج شنبه شب که نشستیم توی صحن جمهوری و من سویی شرتمو دورم پیچیده بودم و واقعا سررررد بود، خیلی خوب بود. خیلی مزه داد. خلوت بود. آدما با فاصله در حال یخ زدن روی فرشا نشسته بودن.
  • ۹۶/۱۱/۰۸
  • بلوط